تحليل سياست خارجي ايران در دوران خاتمي واحمدي نژاد؛روايت دو قطعنامه دو رئيس جمهور
اعتماد:اخيراً بعضي از مسوولان دولت و حاميان شان براي دفاع از سياست خارجي دولت کنوني به نقد سياست خارجي دولت اصلاحات پرداخته و حرف هاي عجيب و غريبي مطرح مي کنند و بديهيات مربوط به سياست خارجي، امنيت ملي و منافع ملي را هم زير سوال مي برند. نگران کننده ترين احتمال آن است که تصور کنيم واقعاً گويندگان و نويسندگان اين مطالب به آنچه مي گويند و مي نويسند باور دارند. يعني باور دارند که سياست خارجي کنوني براي کشور مصونيت و امنيت و فرصت ايجاد کرده و سياست خارجي گذشته باعث افزايش تهديد و کاهش عزت کشور بوده است. هرچند به احتمال قوي تر اين مطالب خلاف واقع، براي مقاصد ديگري بيان مي شود اما نمي توان احتمال اخير را نيز ناديده گرفت و تصور کرد که تمامي نويسندگان يا گويندگان اين مطالب در بيان باورهاي خود صادق نيستند. با فرض صداقت حداقل بخشي از آنان در اظهارات شان، بنا دارم از چند زاويه ادعاهاي مطرح شده در مورد نقش سياست خارجي دولت اصلاحات و دولت کنوني را در تحديد و تشديد تهديدات عليه امنيت ملي و منافع ملي ايران از منظر دو قطعنامه صادره در يک نهاد بين المللي در ارتباط با دو رئيس جمهور بررسي کنم.در تاريخ سازمان ملل متحد تنها دو قطعنامه وجود دارد که در ارتباط با نام دو رئيس جمهور ايران به ثبت رسيده و هر دو با اجماع راي اعضاي مجمع عمومي سازمان ملل متحد تصويب شده است. قطعنامه اول مربوط به گفت وگوي تمدن ها است. در سال 1378 ( 1999 ميلادي) مجمع عمومي سازمان ملل متحد پيشنهاد آقاي خاتمي رئيس جمهور ايران را مبني بر تعيين سال 2001 ميلادي به عنوان سال گفت وگوي تمدن ها در جهان به اتفاق آرا به تصويب رساند. قطعنامه دوم مربوط به بحث هولوکاست است. در سال 1385 ( 2006 ميلادي ) مجمع عمومي سازمان ملل متحد در واکنش به اظهارات رئيس جمهور ايران در مورد جعلي بودن داستان هولوکاست قطعنامه هولوکاست را عليه موضع رئيس جمهور ايران به تصويب رساند. تنها راي مخالف اين قطعنامه که بعداً ابراز شد متعلق به ايران بود. هر دو قطعنامه خيلي مهمتر از .........
ادامه
مطلب >>
+ نوشته شده توسط حمیدرضا وهاب زاده Iranrooz.ir در
86/08/13 و ساعت
12:20 PM |