وي خاطرنشان كرد: به نظر ميرسد سه اقدام مهمي كه ميتواند از سوي دولت براي بهسازي فضاي تنشآلود فعلي در جامعه برداشته شود، نخست تغيير رويكرد دولت با رسانههاي منتقد و افزايش سعه صدر و تعامل با منتقدان باشد؛ چراكه در سال 85، دولت با توقيف سه روزنامه كثيرالانتشار و دهها شكايت از رسانهها موضع برخورد و تقابل با رسانههاي منتقد را گرفت كه طبيعتا نتيجه چنين موضعي، بهبود روابط با رسانهها و افكار عمومي نبود و نخواهد بود.
اين كارشناس افزود: گام دوم دولت نهم ميتواند مهار و مديريت چهرهها و رسانههاي هوادار خود باشد، چراكه به گواهي اكثر قريب به اتفاق صاحبنظران، نتيجه تخريبهاي بيرويه شخصيتهاي نظام و ديگر گروههاي سياسي كه به بهانه طرفداري از دكتر احمدينژاد انجام شد، چيزي جز قرار گرفتن اين چهرهها و گروهها در موضع مظلوميت و افزايش محبوبيت و موقعيت اين چهرهها نبود. چه كسي ميتواند انكار كند كه حجم گسترده تخريب آقايان هاشمي و خاتمي توسط هواداران افراطي رئيسجمهور به بهبود موقعيت آنان منجر نشد و در طيف اصولگرايان، از تخريب بيرويه دكتر حداد عادل، قاليباف و... آيا حاميان دولت منتفع شدند يا اين اقدامات به شكست آنان در انتخابات شوراها انجاميد؟ بنابراين به نظر ميرسد يكي از اقداماتي كه ميتواند به بهبود فضاي تنشآميز كنوني جامعه منجر شود، مديريت و كنترل دو روزنامه و دهها سايت پراكنده اينترنتي است كه تحت پوشش هواداري از دولت به تخريب ديگران ميپردازند.
اين كارشناس ادامه داد: يكي ديگر از نكاتي كه ميتواند به بهبود فرايند اتحاد ملي منجر شود، تغيير ادبيات و لحن مسئولان دولتي نسبت به ديگر چهرهها و شخصيتهاي نظام است كه متأسفانه در سال 1385 عموما با تخريب و كنايه همراه بود و طبيعتا منجر به ناراحتي، گلايه و واكنشهاي بعدي خواهد بود، در حالي كه تكريم و احترام به ديگر مسئولان ميتواند فضاي مناسبي براي تقويت اتحاد ملي پديد آورد.
وي در پايان گفت: در صورت انجام اين اقدامات، طبيعتا فضاي جامعه تصوير مناسبي نسبت به حسننيت دولت و رئيسجمهور در ايجاد فضاي وحدت ملي خواهد داشت و در صورت اصرار ديگر گروههاي سياسي جامعه بر تخريب آنها، افكار عمومي مخالفان دولت را در نقض فرامين رهبر انقلاب براي ايجاد اتحاد ملي مقصر خواهد دانست. بازتاب
