مدرسين دانشگاهها: رخدادهاي اميركبير پروژه است
انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها در خصوص رخدادهاي اخير دانشگاه صنعتي اميركبير بيانيهاي صادر كرد كه در آن آمده است:
بسماللهالرحمنالرحيم
يكي از گرانمايهترين سرمايههاي ملي ايران، وجود استعدادهاي جوان و انديشههاي پويايي است كه با كمترين امكانات، افتخارات عظيمي خلق ميكنند و طي چند دهه گذشته نقش اساسي و بيبديل آنها را در تحولات شگفتيآفريني چون اصل نهضت اسلامي، پيروزي انقلاب اسلامي، جبهههاي جنگ تحميلي، جهاد سازندگي، دوران بازسازي، حماسه دوم خرداد و نيز دستاوردهاي علمي و جهشهاي تكنولوژيك شاهد بودهايم.
شايد بتوان گفت كه يكي از هنرهاي برجسته امام خميني (ره) شناسايي اين منبع عظيم و اعتماد سرشار ايشان به مجموعه دانشجويان و دانشگاهيان مسلماني بود كه ايمان و خودباوري فزاينده آنها در تعامل با رهبري خردمندشان مسير تعالي و تكامل را طي مينمود. بخش عظيمي از اين افتخارآفرينيها محصول چنين تعامل و اعتمادهاي متقابل بود. با وجود چنين تجارب و پيشينه پرافتخاري متاسفانه از چندين سال پيش با جرياني مواجه هستيم كه پويايي، جستوجوگري و جسارت و نقادي و نقشآفريني دانشجويان را برنميتابد و اطاعت، تسليم يا حداقل بيتفاوتي و غيرسياسي بودن دانشجو و دانشگاهيان را با مصالح و منافع خود بيشتر سازگار ميداند.
ردپاي اين جريان را از رويدادهاي 18 تير 78 تا رخدادهاي اخير دانشگاهها بهخوبي ميتوان شناسايي كرد. متأسفانه در تمامي اين سالها و حوادث از دو سو با كنشگران افراطي مواجه هستيم كه آسيب جدي آن متوجه جريانهاي اصيل درون انجمنهاي اسلامي و دانشگاهيان دلسوز و دردمند شده است. از يك سو اقتدارگرايان كجانديش با پرسشگري و پويايي و روحيه نقاد دانشجويي مخالف هستند و در اين مخالفت به دنبال بهانهاي ميگردند كه عمدتا اتهام بيديني و لااباليگري را ترجيح ميدهند و از سوي ديگر جريانهاي دينگريز و وابستگان به انديشههاي شكستخوردهاي قرار دارند كه با بهانه قرار دادن كجانديشيها و اقتدارگراييهاي بعضي از مدعيان دين، اصل ارزشهاي ديني و انقلابي را مورد خدشه قرار ميدهند و متاسفانه به اين ترتيب هر يك به رشد ديگري مدد ميرسانند.ژ
رخدادهاي اخير دانشگاه اميركبير ميتواند در پرتو همين تعاملات مخرب و افراطي فهم و تفسير شود و خطر حضور پررنگ جريانهاي اقتدارطلب و پيامدهاي خواسته و ناخواسته دينگريزانه آن امري است كه دينداران خردمند و دلسوزان دردمند را به تامل و تكاپوي موثر واميدارد.
به ويژه آنكه اين روزها شاهد بودهايم كه مطالبات صنفي و غيرسياسي معلمان و فرهنگيان نيز با برخوردهاي ناموجه مواجه بوده است و بديهيترين اصول مسلم يعني رعايت حرمت حريم كلاس و مدرسه ناديده انگاشته ميشود. خطر تسري اينگونه برخوردها در مجامع دانشگاهي، احساس مسئوليت همه ما را مضاعف ميكند.
انجمن اسلامي مدرسين دانشگاهها كه اعضاي آن نوعا تجارب حضور و فعاليت در انجمنهاي اسلامي و تشكلهاي دانشجويي را نيز در كارنامه خود دارند و هماكنون در دانشگاههاي سراسر كشور فضاي موجود را با همه وجود لمس ميكنند، تامل در شرايط حساس و خطير نظام دانشگاهي را وظيفه شرعي و ملي خود ميداند و با توجه به رخدادهاي هفته اخير دانشگاه صنعتي اميركبير ملاحظات زير را خاطرنشان ميسازد.
1- تجارب سودمندي كه طي ساليان گذشته به دست آمده بود و از طريق تمركززدايي و مسئوليتسپاري به دانشگاهيان حس مشاركت و حق تعيين سرنوشت را در اداره امور دانشگاه براي دانشجويان و دانشگاهيان به وجود آورده بود، هماينك به كل ناديده انگاشته شده و شرط معقول مقبوليت مديريتهاي دانشگاهي با استدلالهاي واهي نفي شده است و همين امر فضاي دانشگاهها را آسيبپذير ساخته است. متعاقب آن اعمال مديريتهاي آمرانه و نامقبول بستر مساعدي براي تنشها به وجود آورده است كه ما نفس اين نوع مديريتها را در بروز رخدادهاي اين دانشگاه بيتاثير نميدانيم.
2- برنتابيدن نقاديهاي دلسوزانه انجمنهاي اسلامي كه ممكن است بعضا با تندرويهايي نيز همراه بوده باشد، تمايل به ايجاد و تقويت تشكلهاي تحت امر و كنترلشده را موجب شده است و اين امر تنشها و آسيبهاي فراواني براي انجمنها و تشكلهاي اصيل به وجود آورده است و سوءظن و تعارضات دروني آنها را به شدت بالا برده است، بهنحوي كه اكنون در مجامع دانشگاهي نه آن تشكلهاي كنترلشده و تحت امر، نفوذ و تاثير مطلوب را دارند و نه انجمنهاي اسلامي توانمندي باقي ماندهاند كه بتوانند نقش موثر و مثبت گذشته را ايفا كنند. بهويژه آنكه ايجاد محدوديتهاي جدي براي فعاليتهاي صنفي ـ سياسي خارج از تشكلهاي موجود نيز عملا به ناخالصي و حضور پارهاي عناصر فاقد صلاحيتهاي مورد انتظار در برخي انجمنهاي اسلامي انجاميده است و همين امر منشا بسياري از اين نارساييها است. ما عليرغم ترديدهاي بسيار جدي كه در خصوص انتساب پارهاي از عملكردها به اين انجمنها داريم، بروز برخي نارساييها را با توجه به مراتب فوق از سوي پارهاي عناصر مرتبط با اين انجمنها غيرمحتمل نميدانيم.
3- مطالب و مواضعي كه اين روزها به نشريات دانشجويي دانشگاه اميركبير نسبت داده شده، به قدري موهن، سخيف و ناموجه است كه هرگونه اقدامي جهت اشاعه آن عملاً نوعي قباحتزدايي قلمداد شده و محكوم است. ما نميتوانيم باور كنيم جريانهايي تحت عنوان دفاع از ارزشها و مقدسات، حرمتشكنيهايي از اين قبيل را به كساني نسبت دهند كه خود به صراحت آن را نفي نموده و آن مواضع را محكوم ميكنند. بديهيترين تعاليمي كه از سنت نبوي(ص) و سيره امامان معصوم(ع) در اختيار داريم، بر نفي اين روشها اصرار دارد و به طور قطع استقبال از نفي و انكار اين حرمتشكنيها، بهترين دفاع از حرمتها به حساب ميآيد.
ما بر اين باوريم كه اين جريانها بيش از آنكه نگران مقدسات و حرمتها باشند، توهين به مقدسات را بهانهاي قرار دادهاند تا سلطه اقتدارگرايانه خود را در مجامع دانشگاهي بسط و گسترش دهند و به اين بهانه همه زبانها و معدود تريبونهاي باقيمانده را از نقد عملكردهاي اقتدارگرايانه خود بازدارند. پارهاي فراخوانيها و زمينهچينيها از وجود چنين تمايلاتي گواهي ميدهد كه ما نسبت به عوارض خطرناك آن به شدت هشدار ميدهيم. آنچه امروز در برخي محافل از آن به عنوان انقلاب فرهنگي دوم ياد ميشود، نهتنها ارزشها، اصالتها و دستاوردهاي آن حركت را كه با توجه به شرايط ويژه خود قابل دفاع بوده است، بر باد خواهد داد بلكه با تشديد پارهاي نقصانهاي آن با چنان شكست مسلمي مواجه خواهد شد كه هر دردمند و دلسوز با تدبيري را به تامل جدي واميدارد.
4- علاوه بر موارد فوق، تاكيد بر رويههاي گزينش مبتني بر تفتيش عقايد براي حذف منتقدين احتمالي بهويژه در دوره تحصيلات تكميلي، تقويت نقش حراست و حاكميت عوامل امنيتي در مناسبات دانشگاهي و ساز و كارهاي گزينش استاد، تهديد و ايجاد فشار و محدوديت و تعليق يا تلاش در جهت اخراج دانشجويان و اساتيد منتقد، تماماً اجزاي به هم پيوستهاي هستند كه احتمال پروژهاي بودن رخدادهاي اخير دانشگاه اميركبير را تقويت ميكند.
5- ما معتقديم ايجاد فضاي آشفته و ملتهب كنوني نهتنها با خطرات فوري براي نظام دانشگاهي و جامعه همراه خواهد بود و تعارض بنيادي و اساسي با انتظاراتي دارد كه در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي آرزوي تحقق آن را داريم، بلكه فضاي اميدواري و روند رو به رشد علمي در نظام دانشگاهي را آنچنان با آسيب مواجه ميكند كه محصولي جز تشديد فرار مغزها كه هماينك نيز با بحران آن مواجهيم، نخواهد داشت. اين امر وقتي با بياعتنايي به شئونات دانشگاهيان و نفي منزلت و جايگاه آنان و نيز با روند محدوديت بودجه و منابع تحقيقاتي و كاهش امتيازات و تسهيلات فعاليتهاي علمي- پژوهشي همراه ميشود، خطرات را دو چندان ميكند.
6- ما بر اين باوريم كه در اصل ماجراي تهيه و تكثير مطالب منتسب به اين نشريات دانشجويي ابهامات و ترديدهاي جدي وجود دارد و فارغ از هياهوي فعلي بايد رسيدگي دقيق و حقوقي به عمل آيد. بهانه قرار دادن اين رخدادها براي برخورد فلهاي با نشريات دانشجويي محكوم است. رسيدگي و برخورد با تخلفات احتمالي بايد در چارچوب آييننامه و ضوابط خاص مربوط به نشريات دانشجويي صورت گيرد و از هرگونه افراط و تعميم نارواي تخلفات احتمالي به ديگر نشريات و جريانهاي دانشجويي جلوگيري شود.
7- از دانشجويان عزيز و فرزندان و همكاران دانشگاهي خود نيز ميخواهيم از هرگونه اقدامي كه ممكن است تنشجآفريني را تشديد يا بهانه آن را فراهم آورد، بپرهيزند. خويشتنداري، صبوري و تدبير، همراه با حفظ انسجام و همدلي و پيگيري مستمر، بهترين شيوه مواجهه با اين ناملايمات است.
8- حسن تدبير و تامل بيشتر مسئولان و جلوگيري از اقدامات عناصر و جريانهاي افراطي نيز حداقل انتظاري است كه از متصديان امور داريم. از شخصيتها و اركان موثر نظام نيز ميخواهيم مسئولان را در همين مسير هدايت فرمايند و مانع از آن شوند كه خداي ناخواسته آتش فتنه، كانون عقلانيت و خردورزي را در كام خويش گيرد.
