اینکه راست روی عامل تثبیت استبداد می شود یک امر بدیهی است چرا که راست روها طرفدار حفظ وضع موجودند و کمتر به سمت تغییر مناسبات و ساختارشکنی حرکت می کنند.اما چپ روی چگونه باعث تثبیت استبداد می شود؟
اصلی ترین عامل در چپ روی نیروهای سیاسی، انسداد حاکم بر جامعه است. بطوریکه نیروهای سیاسی به جای آزادی بیان و حضور در انتخابات آزاد با تهدید و سرکوب روبرو می شوند. عموما در چنین فضایی عده ای به رغم نیات پاک و انگیزه متعالی برای شکستن فضای بسته و سترون شده دست به رفتاری آرمانگرایانه می زنند که از ظرفیت اجتماعی جامعه خارج است و اگر این آرمانگرایی با خرد ورزی و واقع بینی همراه نشود چه بسا مبارزان را به کام مرگ بفرستد و حتی تأثیر مثبت اجتماعی بر جا نگذارد.از صدر مشروطه تا کنون تنها مرتجعان یا اشخاص و احزابی که منافع مادی یا موقعیت سیاسی خود را در مخاطره دیده اند، مانع رسدن ملت به آزادی، عدالت و توسعه نبوده اند. بلکه سطحی نگران رادیکال نیز به رغم اقدامات انقلابی و حتی از خود گذشتگی های بزرگ، اما به علت نگرش نادرست و اعمال روشهای غلط به جنبش بیداری و اصلاحی ملت ایران ضربه زده اند.
"لنین" در مقاله ((چپ روی، بیماری کودکانه کمونیسم)) به این نکته اشاره می کند که چپ روی باعث جدایی حزب از طبقه و توده مردم می شود. عموما چپ روها با دادن شعارهای رادیکال و تند کردن فضا خود را از همراهی جامعه و توده مردم دور می کنند. چرا که همه جامعه ظرفیت پرداخت هزینه های سنگین اعمال سیاسی را ندارند . از طرفی باعث یک نوع ترس در جریان استبدادی می شوند چرا که بقای طرف مقابل را به خطر می اندازند و این مسئله باعث آن می گردد تا جریان استبدادی اختلافات درئنی خود را به فراموشی بسپارد و شکافهای درونی را به بهانه حیات خود بپوشاند. از این جهت است که غالبا اقتدار گرایان به دنبال یک دشمن فرضی می گردند.
با مطالعه نهضت ملی به رهبری دکتر مصدق به این نتیجه می رسیم که قانون ملی شدن نفت(۲۹ اسفند ۱۳۲۹)، خلع ید از شرکت انگلیس و ایران و قیام ملی سی تیر در واقع در پرتو احیای قانون اساسی انقلاب مشروطیت پیروز شد و حرکت مردم در چهاردهم و نوزدهم مرداد ۱۳۳۲ فضا را بر سلطنت وابسته و حکومت موروثی و شاه آنچنان تنگ کرد که شاه فرار را بر قرار ترجیح داد. بنابراین با احیای آن قانون این امکان وجود داشت که سلطنت موروثی نفی شود. در نتیجه با تأکید بر یک خواسته حداقلی و مقاومت و تلاش حداکثری به پیروزیهای تاریخی و بزرگی دست یافته ایم و از عدم انسجام درنی، انسجام طرف مقابل و پرهیز نیروهای بینابینی از همراهی با جنبش و حرکت جلوگیری کرده ایم.
در شرایط عادی، همه اشکال خشن سیاست ورزی باعث فشرده شدن صفوف اقتدارگراها، آسیب پذیر شدن آزادیخواهان و انفعال صفئف شهروندان می شود. به نظر می رسد علت کم بودن تلفات و ضایعات در جریان پیروزی انقلاب اسلامی آن بود که خشونت بار نبود.
راهبرد سیاسی در شرایط فعلی، استفاده حداکثری از ظرفیت قانون اساسی است تا هزینه فعالیت سیاسی در کشور به حداقل برسد و از انفعال و انزوای نیروها جلوگیری کند. بنابراین آموزش، گفت و گو و پیگیری امور بر انفعال یا فعالیت غیر قانونی سیاسی ترجیح دارد. هر راهبردی که در صفوف تحول خواهان تفرقه ایجاد کند و موجب انسجام اقتدارگراها شود و هزینه فعالیت سیاسی را بالا ببرد به طوری که متوسط شهروندان انفعال را بر عمل سیاسی ترجیح دهند نه تنها به پیروزی منجر نمی شود بلکه می تواند به تداوم استبداد یار رساند.
مجید کلثومی
