چه كساني ديپلماسي را نميفهمند؟
دكتر احمدينژاد در گزارش تلويزيوني خود در 25 آذر ماه، منتقدان حوزه ديپلماسي را به نفهميدن پيچيدگيها و ظرايف سياست خارجي متهم كرد و از عملكرد مطلوب خود در عرصه ديپلماتيك خبر داد.
اينكه سياست خارجي، پيچيدهترين عرصه سياستورزي است و به دليل دخيل شدن دهها پارامتر و عامل مستقيم و غيرمستقيم در روابط بينالملل، هنر ديپلماسي بيش از ديگر فنون سياست، نيازمند دانش، مهارت و تجربه است، ترديدي نيست و شايد در بياطلاعي بخشي از منتقدان سياست خارجي دولت نهم از ظرايف و پيچيدگيهاي ديپلماسي، حق با رئيسجمهور باشد، اما پرسش اينجاست كه آيا سياست خارجي دولت نهم كارآمد و پربار و جامع است؟
به عبارت ديگر، آيا عملكرد سي ماهه دكتر احمدينژاد و يارانش در روابط خارجي، دستاوردهايي متناسب و دستكم بيش از هزينهها را براي ايران به همراه آورده است؟

پيش از جستجوي پاسخ اين پرسش، بايد به انتظارات دولت نهم از نتايج و دستاوردهاي فعاليت خود در عرصه سياست خارجي نيز توجه كنيم؛ هنوز چند ماهي از آن روز نگذشته است كه غلامحسين الهام، سخنگوي دولت، اقدام سيدمحمد خاتمي، رئيسجمهور سابق در ارايه طرح گفتوگوي تمدنها را منفعلانه و بدون نتيجه
