اين حلقه هم به كار نخواهد آمد!
آفتاب يزد : از نخستيـن ماههاي آغاز به كار دولت نهم، رئيس اين دولت و همكاران او اتهاماتي را متوجه دولتمردان پيشين ميكردند كه اغلب آنها مرتبط با رانت خواريهاي اقتصادي و يا سكوت در برابر ويژه خواريها بود. همچنين هرگاه كه لا زم ميشد گـريـزي بـه سياستهاي فرهنگي اصلاح طلبان مـيزدند تا برخي نابسامانيهاي كشور را ناشي از <كم غيرتي فرهنگي و عقيدتي> اصلاح طلبان معرفي كنند. اما با نزديك شدن به سال انتخابات مجلس – سال 86 – هم تعداد كساني كه مامور حمله به اصلاح طلبان بودند افزايش يافت و هم بر تعداد سوژهها براي حمله به رقباي دولت و مجلس اصولگرا افزوده شد. اصولگرايان كه ناكاميهاي اقتصادي، ديپلمـاتيـك و اجتمـاعي آنها، حتي فريادها را در مجلس هفتم و در رسانههاي اصولگرا بلند كرده بـود، آنچنان نسبت به نتايج احتمالي انتخابات مجلس هشتم نگران بودند كه پيشاپيش براي كناره گيري داوطلبانه اصلاح طلبان از عرصه انتخابات، سناريونويسي كـردند. يكي از نخستين سوژه ها، دست دادن خاتمي با زنان در ايتاليا بود كه با برخي ادعاهاي ديگر در خصوص عدم پايبندي اصلا ح طلبان به مباني ديني همراه شد. واكنش اوليه خاتمي و تاكيد براينكه <عطاي قدرت را به لقاي آن بخشيدهام> تا حدودي افكار و دلهاي نگران اصولگرايان را آرام كرد و بسيار زودتر از آنچه تصور ميشد، حملا ت و هتاكي هايي كه به بهانه <دست دادن در ايتاليا> صورت ميگرفتقطع شد. اما نشانه هايي كه از درون جبهه اصلا حات آشكار شد، مدعيان اصولگرايي را مطمئن ساخت كه تفكــر اصلاح طلبــي، بنـاي كنــاره گيـري كامل از فعـاليـتهاي سياسي و به ويژه انتخابات مجلس هشتم را ندارد. بر همين اساس عدهاي ماموريت يافتند تا پيام هايي را براي اصلاح طلبان بفرستند. خلاصه همه پيامها اين بود كه برخي افراد با نفوذو گروهي از تريبون داران، حضور هيچ قشري از اصلاح طلبان و به طور كلي هر كس جز چهرههاي شـنــاخـتــه شــده و مــورد اعتمـاد اصـولگـرايـان رادر كـرسيهاي قدرت تحمل نخواهند كرد. يك خطيب سرشناس، در سـالگرد انتخابات سوم تير اعلام كرد كه <اين انتخابات، اراده الهي براي نچرخيدن دربها بر پاشنه غلط بود.> سخن فوق پياميمستقيم براي هاشمي رفسنجـانـي و طـرفداران او بود. پس از آن نيز به صراحت اعلام كردند كه <دوم خرداديهاي معتدل، خطرناكتر از بقيه هستند.> آنها به اين طريق براي خاتمي و كروبي نيز پيام فرستادند تا طرفداران اين دو نيز براي فعاليت انتخاباتي به زحمت نيفتند. امـا طـرفـداران سـه رئـيـس سـابق – كه تجربهاي ارزشمند از خالي گذاردن عرصه و يا قهر و آشتيها داشتند– بي اعتنا به هتاكيها و مزاحمت آفرينيها به فعاليتهاي انتخاباتي خود ادامه دادند. با جديتر شدن موضوع انتخابات، باز هم پيامهاي صريح و تلـويحـي مخـابـره شد، اما عليرغم قوت ظاهري فرستندهها، نشانهاي از تاثيرپذيري گيرندهها مشـاهـده نشد و گروه زيادي از اصلاح طلبان در انتخابات ثبتنام كردند. گروه مقابل نيز كه قبلا اراده قوي خود براي حذف اصلاحطلبان را به نمايش گذارده بود، با حمايت قاطع از ردصلاحيتهاي گستـرده – كه حتي نوه امام را هم شامل شد و اعتراض نوه ديگر امام را برانگيخت– نشان دادندكه حاضر نيستند بار ديگر شاهد به قدرت رسيدن اصلاح طلبان باشند.
در مقابل، طرفداران رفسنجاني، خاتمي و كروبي نيز كه مطمئن بودند مجلس هشتم هر چه باشد چيزي نيست كه عدهاي خواب آن را ديدهاند با تاكيد بر حضور در انتخابات – ولو حضور حداقلي – خواب پريشان يكسال اخير مدعيان اصولگرايي را پريشانتر كردند. البته اين تاكيد نيز تاكنون بي هزينه نبوده و جناح مقابل، از هر امكاني براي انصراف داوطلبانه، كنار گذاردن اجباري، تهديد بعضي از طرفداران و ايجاد ترديد در ميان گروه ديگري از حاميان اصلا حات استفاده كرده و گاه تا مرحله ورود نسنجيده يا غيرقانوني بعضي از اشخاص حقيقي و حقوقي به عرصه رقابت ها، بهره گرفته است.
آنـچــه ايــن روزهــا بـه بهـانـه لـزوم وحـدت اصولگرايان در برخي همايشها و محافل مطرح ميشود، يكي از آخرين حلقهها براي آن است كه به اصلا ح طلبان بگويند تا جايي كه بتوانيم سهمي از مجلس براي شما نخواهيم گذاشت و اگر هم به مجلس وارد شويد، بايد منتظر همه گونه هتاكي و حمله باشيد.
كساني كه امروز عدم وحدت اصولگرايان را موجب پيروزي رقيب و خوشحالي بوش يا افزايش نفوذ امريكاييها در ايران ميدانند، در واقع در حال ارسال پيام براي كانديداهايي هستند كه عليرغم همه سخت گيريها صلاحيت آنها به تأييد رسيده و احتمال راي آوردن آنها وجود دارد. اين احتمال، اصولگرايان را در حدي نگران كرده است كه ناچارند بـدون تـوجـه به توصيههاي رهبري، به تخريب غيرمنصفانه رقيب آن هم رقيبي كه هيچ بهانهاي براي رد صلا حيت او پيدا نشده است بپردازند.
البته در سخنان اخير اصولگرايان، نكات ظريفي وجود دارد كــه يكي از مهمترين آنها، اعتراف به عدم جدي بودن بسياري از كانديداهاست. اين ادعا كه عدم وحدت اصولگرايان، موجب افزايش نفوذ امريكا بر مجلس خواهد شد تنها ميتواند دو معنا داشته باشد: نخست آنكه اكثر تاييد صلاحيت شدگان در حدي نيستند كه بر سرنوشت انتخابات اثر بگذارند و لذا عدم ائتلاف اصولگرايان، موجب پيروزي اصلاحطلبان خواهد شد؛ همان اصلاحطلباني كه به ادعاي برخي حضرات ، پيـــروزي آنهــــا موجب خوشحالي بوش ميشود و معتدلهاي آنها، خطرناكتر از افراطيها هستند! برداشت دوم از اين سخن آن است كه هر كس غير از اصولگرايان شناخته شده به مجلس راه يابد، موجب انحراف انقلاب و افتادن كشور در دامان امريكا خواهد بود. راستي آيا كساني كه اين سخن را گفتهاند، به معناي آن نيز انديشيدهاند؟ آيا اين سخن معنايي جز آن دارد كه همه كانديداها - كه طبق ادعاي دستاندركاران انتخابات، اقشار مختلف مردم را نمايندگي ميكنند - به جز كانديداهاي وابسته به جبهه متحد اصولگرايان، گرايش امريكايي دارند؟ آيا اين اتفاق، دستاورد 4 سال حاكميت بلامنازع اصولگرايان است؟
به هر حال به نظر ميرسد نشستهاي اخير اصولگرايان، آخرين حلقه براي تكميل زنجيره تلاشهاي پيشين ايشان در جهت تسلط كامل بر اركان حكومت است. اما ظواهر و قرائن حاكي از آن است كه اراده الهي و خواسته مردم آن است كه اين حلقه نيز مانند حلقههاي پيشين، جز بستهتر شدن كار فروبسته عدهاي از مدعيان اصولگرايي، ثمري براي آنان نداشته باشد.
+ نوشته شده توسط حمیدرضا وهاب زاده Iranrooz.ir در
86/12/05 و ساعت
12:27 PM |