به رئیس جمهور کمک کنید!
( مطالب داخل «گیومه» عینا از یادداشت مذکور در پایگاه شخصی ایشان http://www.ahmadinejad.ir/fa/innovation/ کپی شده است)
أ. فاطمه رجبی و بر وبچز.
ب. مهرداد بذرپاش و بر و بکس
ت. علی آبادی و بچه های تیمش
ث. رحیم مشائی و دوستان
« جهش های نو گرایانه در مدیریت، نیاز به "شجاعت وحکمت" درکنار یکدیگر دارد.»
چه معنایی از حکمت بیشتر به ذهن می آید؟
أ. به زیر سوال بردن بانکهای خصوصی و عزل رووسای بانک ها در سه سوت
ب. برکناری هیات مدیره بزرگترین بیمه کشور و سپس عذرخواهی ضمنی
ت. جابجایی در هیات وزیران هر دو ماه یکبار
ث. همه موارد فوق
أ. دینامیت گذاری
ب. مسطح سازی
ت. آبیاری بارانی!
ث. همه موارد
4- «اگر واحد زمان برای برخی سیاست مداران، سال و دهه بوده است برای ما هفته ها، روزها، وحتی ساعت ها نیز مهم اند. » این یعنی:
أ. ما کاری که دولت خاتمی ظرف هشت سال با اقتصاد ممکلت می کردند ظرف هشت هفته انجام می دهیم.
ب. ما در مدت هشت روز به تعاملی رسیدیم که دولت هاشمی در طی هشت سال با اهل فرهنگ و هنر رسید.
ت. ما در طی هشت ساعت ایران را به وضعیتی در جامعه بین المللی رساندیم که در دولت موسوی طی چند سال رسیده بود.
ث. تمام گزینه های فوق و یک چیزی هم روش!
با توجه به عبارت فوق، کدامیک از موارد زیر دلنشین تر است؟
أ. انتصاب مهرداد بذرپاش به مدیریت سایپا
ب. انتصاب اسفندیار رحیم مشائی به ریاست سازمان میراث فرهنگی
ت. انتصاب کاوه اشتهاردی به مدیریت موسسه مطبوعاتی ایران
ث. انتصاب زریبافان به سمت دبیری جلسات هیات دولت
6- « من نمی خواهم از دولت، رفع مسئولیت کرده و برخی ناکامی ها را بر عهده دیگران بیندازم.»
واکنش طبیعی یک آدم معمولی به این جمله مقام محترم ریاست جمهوری کدامیک است؟
أ. چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است؟!
ب. عجب!
ت. لطف عالی مستخفاد!
ث. از هاشمی و خاتمی و روحانی و موسویان بپرس!
أ. کشف دلیل مخالفت دولت با جلو کشیدن ساعتها
ب. آماده شدن همه جانبه عزیزان برای انتخابات بعدی
ت. مد شدن شمردن ساعت به جای تسبیح چرخاندن
ث. آشنایی اعضای هیات دولت با علمِ شمردن ساعت و رسیدن به یکی دیگر از قله های دانش و افتخار!
أ. بالاخره قصد نهایی، آتش زدن یک چیزی یا یک جایی است.
ب. قاعدتا برنده نهایی کسی است که بعنوان آخرین دونده از سوی مربی تعیین می شود و قبلی ها در حکم هیچ هستند.
ت. آقای احمدی نژاد فکر می کند در دوی امدادی، ورزشکار ها "مشعل" به هم می رسانند!
ث. اون المپیکه عزیز جان!
أ. فرشیدی: آی گفتی!
ب. فرهاد رهبر: آی گفتی!
ت. علی لاریجانی: آی گفتی!
ث. دانش جعفری: آی گفتی!
10- کلا منظور از نوشتن این یادداشت چه بوده است؟
ب. دلجویی از محمدعلی ابطحی که همیشه به خاطر وبلاگنویسی از سوی کیهان تحقیر می شد.
ت. اشتغالزایی و بند کردن دست چند تن از جوانان وطن برای رفع امورات وبلاگیه!
ث. منظور خاصی در میان نبوده.
