تبليغاتX
ایران روز - نامه میردامادی خطاب صفار هرندی: تا به امروز مجموعه احزاب حامي دكتر معين ....
- سخن گفتن از آزادي كار دشواري نيست. معتقديم كه هيچ صاحب خردي نيست كه در مقام سخن، خود را مدافع آزادي نداند. آزادي مانند حق و عدل از جمله مفاهيمي است كه اميرالمؤمنين علي عليه السلام در باب آن فرمود: «الْحَقُّ اَوْسَعُ الاَْشْياءِ فِى التَّواصُفِ، وَ اَضْيَقُها فِى التَّناصُفِ».

ما نيز چون شما معتقديم كه آزادي بيان و عقيده از جمله آرمان‌هاي ملت مسلمان ايران در طول سال‌هاي مبارزه با استبداد ستمشاهي بلكه مطالبه‌اي ديرينه‌ است كه در هر زمان كه جور استبداد بر پيكر آنان بوده اين حق نيز بر تارك آرمان‌هاي ملت ايران جاي داشته است.

نظام جمهوري اسلامي نيز مفتخر است كه به اين آرمان ملت متعهد بوده و در جهت تحقق آن كوشش نموده است. شاهد آن هم همان مثال‌هايي است كه از سال‌هاي سخت ابتداي پيروزي انقلاب و سالهاي دفاع از اين آب و خاك زده‌ايد. اما يقيناً توجه داريد كه پاي‌بندي به چنين آرمان بزرگي تنها از كساني برآمدني است كه از عمق جان به اين نوع مفاهيم باور دارند. اگر در چنان سال‌هاي سختي كه ميهن و نظام مستقر در آن از هر سو مورد هجوم مكايد و فتنه‌ها بود، نه تنها مانع و رادعي براي احيا و اعمال اين حق از سوي دولتمردان برپا نگرديد بلكه بستر‌هاي گسترش آزادي بيان و مطبوعات نيز فراهم شد، به اين دليل بود كه كساني عهده‌دار اداره امور فرهنگي جامعه بودند كه از عمق جان به آزادي اعتقاد داشتند و برپايي اين حق را در جامعه تنها به تعارف و تبليغ پي‌نمي‌گرفتند. آن روزها مردي بر صندلي وزارت فرهنگ و ارشاد تكيه زده بود كه آزادي را تنها براي موافقان و حاميان خود نمي‌خواست و افتخار او هنوز هم شعار «زنده باد مخالف من» است.

نگاهي كه جنابعالي و همكاران و همفكرانتان به مقوله تحزب و نقش و اثر آن در ساز و كار حكومت داريد و مواجهه شما با پديده نقد و انتقاد كه در همين نامه كوتاه نيز حداقل در سه فقره آن بروز يافته است، گواه روشني است كه در بنمايه اين نگاه جايي براي مخالف و حق آزادي بيان وجود ندارد. در ادبياتي كه از نگاه مذكور برمي‌خيزد واژگاني چون سياه‌نمايي، تخريب دولت، بدبيني افراطي، همسخني و ارتباط مشكوك با بيگانگان و نظاير آن كه معروف به ادبيات «نيمه پنهاني» است چون چماقي همواره بر سر انتقاد و انتقادكنندگان كوبيده مي‌شود و با همين بهانه فرصت سخن گفتن از مخالفان و منتقدان ستانده مي‌شود. در اين نگاه آزادي جا دارد اما تنها براي آنان كه «ما» بگوييم. اين «ما» هستيم كه تشخيص مي‌دهيم كه به چه كسي آزادي بدهيم و به چه كسي آزادي ندهيم.

جنابعالي سردبير روزنامه‌اي بوديد كه در طول دوران هشت ساله دولت اصلاحات در كنار ده‌ها روزنامه و نشريه همسو و در معيت شبكه‌هاي مختلف صدا و سيما، با هر چه در توان داشتند و نداشتند به نقد و مخالفت با دولت و مجلس اصلاحات و حاميان آن پرداختند و از اين نيز بارها پا را فراتر نهادند اما كوچكترين مضيقه‌اي براي آنان فراهم نشد، نه به اتهام سياه‌نمايي و دروغزني و نه با چوب توطئه و بحران‌آفريني. اما درست از همان زمان كه معلوم شد كه تفكر جنابعالي و همراهانتان به هر شكل و ترتيبي در انتخابات تغلب يافته‌است، آخرين روزنامه دست و پا بسته‌اي كه گرايش به رقيب انتخاباتي نامزد مورد حمايت شما داشت مانند اسلاف خود به محاق توقيف رفت و تا امروز هم مجموعه احزاب و سازمان‌هاي حامي دكتر معين به بهانه‌هاي مختلف از داشتن حق سخن گفتن محرومند. طرفه آنكه اين اتفاق در دولتي افتاده است كه رئيس آن احساس تكليف مي‌كند كه با ارسال نامه، رئيس جمهور آمريكا را دعوت به رعايت حق و عدالت و آزادي و انصاف نمايد اما در داخل، وزارت ارشاد تحت مديريت ايشان و جنابعالي به هزار و يك خشك و تر متمسك مي‌شود كه عدم پايبندي به حق و عدالت و انصاف را دليل بتراشد.

2- گوهر استدلال شما در عدم توانايي به انجام تعهد خود در برابر احزاب، آن است كه وزارت ارشاد در هيأت نظارت بر مطبوعات تنها يك رأي دارد و هيأت نظارت بر مطبوعات داراي شخصيت حقوقي مستقل است. اگر چه جنس اين استدلال از نوع فرافكني است اما سؤال اينجاست كه اولاً آيا جنابعالي به تازگي متوجه اين امر شده‌ايد يا در هنگامي كه اين شعار و وعده را مي‌داديد به اين جنبه از مسأله هم توجه داشتيد؟ چرا وعده‌اي داده‌ايد كه توان انجام آن را نداريد؟ ثانياً و مهم‌تر از آن اينكه آيا شما به صفت وزير ارشاد بودن وعده‌ها و شعارهايي مجزا از دولت براي خود داده‌ايد و يا اينكه مجموعه تعهداتي كه وزاري دولت نهم از جمله جنابعالي در برابر ملت و نمايندگان ادا نموده‌‌اند تعهدات دولت است؟ اگر حالت اول است كه عجب ملوك‌الطوايفي خواهد شد اين دولت نهم، و اگر حالت دوم است كه به زعم ما اينچنين است، آيا هيأت نظارت كه آراء مجموعه نمايندگان دولت و رئيس جمهور در آن اعم از وزير ارشاد، وزير علوم، شوراي عالي‌انقلاب فرهنگي و سايران براي تحقق شعار دولت و دادن نشريه به احزاب كفايت مي‌كند، باز هم به همان راه مي‌رود كه شما مي‌گوييد؟

در پايان نامه وزارت ارشاد به دوران دولت هشتم و هيأت نظارت بر مطبوعات در آن زمان اشاره شده است. جنابعالي و همكارانتان تغافل فرموده‌ايد كه هيأت نظارت بر مطبوعات ذيل قانون مطبوعات مصوب مجلس پنجم تشكيل مي‌شود كه راه بر هر گونه اصلاح آن بسته بود و تركيب هيأت نظارت در آن چنان صورت‌بندي شده بود كه تفكري خاص در آن براي هميشه اكثريت داشته باشد. تمام تلاش مجلس ششم براي اصلاح اين قانون انحصارطلبانه بود كه ناكام ماند، اما با اين وجود سابقه امر از آن حكايت مي‌كند كه هر بار تقاضاي نشريات حزبي نظير ارگان جبهه مشاركت ايران اسلامي و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در دستور كار اين هيأت قرار مي‌گرفته دوستان و همفكران جناح شما به لطايف‌الحيلي يا جلسه را از رسميت مي‌انداخته‌اند يا در دستور جلسه اخلال و با صدور مجوز مخالفت مي‌ورزيده‌اند. به همين دليل تقاضاي ارگان مطبوعاتي حزب مشاركت به گردن هيأت نظارت جديد و جنابعالي افتاده است و اگر نبود وعده جنابعالي طبيعي بود كه با چنين تركيبي در هيأت نظارت تكليف منتقداني چون ما از پيش روشن بود.

3- در بند چهارم نامه ارسالي ادعاي جنابعالي در مصاحبه با روزنامه كيهان در رابطه با خبرنامه داخلي مشاركت تكرار شده است. اين ادعا از جنبه‌هاي مختلف قابل نقد بلكه محل تأسف است.

نشريه داخلي مشاركت نزديك به چهار سال است كه با اخذ مجوزهاي مربوطه از وزارت ارشاد وقت منتشر مي‌شود و تا كنون جز در زمان تصدي جنابعالي كه يكبار تذكر دريافت كرده و پاسخ آن را نيز داده است نه مورد تذكر واقع شده و نه كسي مدعي غيرقانوني بودن آن شده است. همانگونه كه در نامه شماره 84309ج‌.م.د مورخ 5/11/84 توضيح داده شده است، اين نشريه تنها براي اعضا و هواداران حزب كه متقاضي دريافت آن هستند و چه شخصاً و يا از طريق دفاتر حزب در سراسر كشور تقاضاي دريافت اين نشريه را مي‌نمايند به نشاني اعلام شده از سوي آنان ارسال مي‌گردد. البته در اين ميان كساني هم وجود دارند (به عنوان نمونه تعدادي از نمايندگان فراكسيون اكثريت مجلس هفتم) كه صرفاً جهت اطلاع از مواضع حزب تقاضاي دريافت نشريه داخلي را نموده‌اند و حزب نيز با اولويت دادن به اعضا و هواداران خود چنانچه امكان ارسال آن براي اين دسته از افراد باشد براي آنان نيز به نشاني اعلام شده از سوي خود آنان نشريه داخلي را ارسال مي‌كند جاي تأسف دارد كه جنابعالي يكطرفه به قاضي رفته‌ايد و اين اقدام كاملاً قانوني و شفاف را غيرقانوني خوانده‌ايد. جاي تعجب و تأسف است كه جنابعالي و همكارانتان چگونه با تك تك دريافت كنندگان اين نشريه تماس گرفته و دريافته‌ايد كه «گيرندگان اكثراً رابطه و تعلق تشكيلاتي ندارند». باز جاي تعجب و تأسف است، چرا كه از فحواي ادعاي شما برمي‌آيد كه ظاهراً از فزوني شمار گيرندگان اين نشريه ناخشنوديد و بالا بودن تيراژ نشريه داخلي حزب (كه البته ادعايي است كه شما داريد) ناخرسندتان كرده است. همينجا از جنابعالي و همكارانتان در وزارت ارشاد و ساير دستگاه‌هايي كه در اين امر مي‌توانند به شما و ما كمك كنند، مي‌خواهيم چنانچه كساني به هر دليل به اشتباه نشريه داخلي حزب را دريافت مي‌كنند و شما از احوال آنان با خبريد، مرحمت نموده و اسامي آنان را به اطلاع ما برسانيد تا ما با حذف نام آنان از فهرست دريافت‌كنندگان نشريه به مزاحمت خود براي آنان پايان دهيم.

به هر روي كماكان ما منتظر صدور مجوز انتشار روزنامه براي يك حزب قانوني توسط جنابعالي به عنوان رئيس هيأت نظارت بر مطبوعات و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هستيم.

با تشكر

محسن ميردامادي

رئيس هيأت اجرايي

جبهه مشاركت ايران اسلامي

+ نوشته شده توسط حمیدرضا وهاب زاده Iranrooz.ir در 85/04/17 و ساعت 4:51 PM |

All Rights Reserved 2005-2010 © www.IranRooz.ir

www.VahabZadeh.ir