وي با تاكيد بر ضرورت شناخت دنياي متجدد گرچه مقاومتهايي در مقابل فرهنگ نو و متجدد حتي در غرب هم وجود دارد، اظهار داشت: لازم است نتيجه بحثها و جمعبنديها در خصوص سنت، مدرنيته و پسامدرنيته از جمعهاي بسته ما بيرون آيد و به صورت گفتمان درآيد. فكرهاي مختلفي در تاريخ مطرح و در تاريخ هم دفن شده و نفوذ و رواجي نداشته است، تبديل به گفتمان شدن، به معناي رواج عمومي فكر است كه ميتواند منشا تحول شود.
رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها با اشاره به اينكه هنوز دنياي مدرن دنياي قالب است و ما هنوز در دنياي مدرن به سر ميبريم، تصريح كرد: حتي تهاجمهايي كه در غرب به مدرنيته ميشود، به صورت يك حركت منسجم كه بتواند جايگزين مدرنيته شود نيست. مدرنيته داراي مفاهيم اخلاقي، فرهنگي، فلسفي و سياسي متعددي است اما يك وجه مشترك ميان تمام اين معاني متعدد وجود دارد و آن عبارت است از يك تحول عميق كه در اواخر قرون وسطي در جهان غرب ايجاد شد. اين حركت كه بعدها به رنسانس مشهور شد، يك حركت ديني با تعبير تازهاي از دين و انسان ديني در دنياي جديد بود.
خاتمي از اين تحول عميق به عنوان گشودگي متقابل جهان و انسان به روي هم به جاي عزلت از جهان تعبير كرد و ادامه داد: اين گشودگي متقابل انسان و جهان به روي يكديگر روح مدرنيته است اما اين مبنا در طول حركتش به نتيجهاي خلاف نظر كساني كه اين حركت را شروع كردند، رسيد و مبدل به انديشه تسخير جهان و طبيعت و تسلط بر آنها شد و در حد طبيعت هم باقي نماند و به سلطه انسان بر انسان تبديل و به صورت استعمار، آثار و نتايج ناگوار به بار آورد.
وي با اشاره به اينكه با ظهور مدرنيته و محور قرار گرفتن انسان، عقل خودبنياد انسان مبنا قرار گرفت، يادآور شد: پسامدرنيته به همين جنبه مدرنيته حمله كرد. زيرا با مبنا قرار گرفتن عقل خودبنياد انسان، او گمانميكرد كه تمام مسايلش با علم حل ميشود و رسالت علم را نه كشف و فهم كه تغيير جهان ميدانست و استعمار انسان، عرفي شدن زندگي و تقدسزدايي از نتايج اصلي مدرنيته است.
رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها، با تاكيد بر اينكه وجود خشونت در دنياي مدرن كه بيشترين قربانيانش زنان هستند، امري طبيعي است، تصريح كرد: با تقدسزدايي تنها خرافات از بين نميرود، بلكه بسياري از ارزشها و هنجارهاي مقدس در نظر همه اديان از بين ميرود و ديگر اخلاق معنا ندارد. اخلاق اگر مبتني بر ارزش متعالي و مقدس نباشد، نه وجود پيدا ميكند يا حتي اگر وجود پيدا كند، ميتواند در جامعه ضمانت اجرا پيدا كند.
خاتمي اظهار داشت: اما اين حركت يك گام ديگر هم داشت و آن اينكه با محور قرار گرفتن انسان، حاكميت انسان بر سرنوشت خود نيز اصيل شد و از دل آن نظامهاي دموكراتيك بيرون آمد در حالي كه دموكراسي در دنياي قديم مذموم بود. در دنياي جديد و با ديد جديد دموكراسي يك ارزش به حساب آمد.
وي با اشاره به ظهور مشكلات در دنياي مدرن، از جمله بروز جنگهاي جهاني، درگيريهاي دروني، ايسمها و پيدايش ايدئولوژيهاي مختلف، گفت: با گذشت زمان و در نيم قرن اخير حركتي در اعتراض به دنياي جديد به نام پستمدرن ايجاد شده است. پسا تجدد،تماميت، وحدت و عموميت عقل و فكر را نفي ميكند و با تاييد بر تكثر در متن و عرصه جامعه بشري و فرهنگها، نفي متن و پيرامون و طرح محور قرار دادن گفتوگو و تبادل بينامتني و بينفرهنگي در جامعه، مركزيتزدايي ميكند و اين از جنبههاي مثبت قضيه است.
رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها ادامه داد: نكته مهمي كه در پساتجدد برجسته است، نفي حجيت عقل است كه خود فاجعهبار خواهد بود. وقتي عقل را از حجيت بيندازيم تبديل به سلاح مخربي ميشود كه عليه خود نيز به كار ميرود. اگر امروز ما مدرنيته را نقد ميكنيم از موضع پساتجدد نيست و در واقع پسامدرنيته جرياني در برابر تجدد نيست و به نظر ميرسد كه نميتواند بنياد مدرنيته را از بن بركند، در حالي كه مدرنيته بنياد قرون وسطي را دگرگون كرد.
وي با تاكيد بر اينكه براي حل مسايل جامعه ما و جهان بايد نگاه پروسهاي داشت، گفت: با فرمان دادن، وضعيت زنان و ساير مشكلات حل نميشود.
خاتمي پس از ترسيم وضعيت امروز دنيا به سنتهاي جامعه ما اشاره كرد و افزود: من افتخار ميكنم كه در سنت من كه ريشه حيات اجتماعي من است، انسان جايگاه والايي دارد. در فرهنگ معنوي اسلام و حكمت معنوي شرق انسان به خاطر داشتن عقل، اراده و آزادي بسيار والا است. بزرگترين ارزشي كه من در سنتم ميبينم، اين است كه اين انسان مخاطب خدا و كلام قدسي است. صرفنظر از اينكه در بينش معنوي ما نه تنها انسان، كه هر موجودي كلمه خدا است و انسان كلمه خاص خدا محسوب ميشود.
رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها تاكيد كرد: ايماني كه از سر آگاهي و آزادي نباشد، ارزشي ندارد بنابراين سنت ما هم به نحوي بايد بازسازي شود تا با اين خصوصيات سازگار باشد، نميتوان انسان را حاكم بر سرنوشت خود و خليفه خدا بر روي زمين دانست اما از نظر سيستم حقوقي و روابط اجتماعي و سياسي داراي ضوابطي بود كه با اين اصل ناسازگار است.
رييسجمهور سابق كشورمان با تاكيد بر اينكه در حكمت معنوي ما استقرار حاكميت انسان بر سرنوشت خود از دين مايه ميگيرد و تلطيف ميشود و برخلاف دموكراسي غرب با نفي هرگونه تقدس از انسان و جهان همراه نيست، در عين حال گفت: يكي از مشكلات بشر اين است كه تقدس در تاريخ به اموري سرايت داده شده كه مقدس نيستند و متوليان دين و قدرت در جامعه تقدس را به امور غيرمقدس سرايت داده و در اينجا دو جنايت كردهاند، يكي به انسان و ديگري به امر مقدس و خود اين امر در گشايش بشر جديد به تقدسزدايي از همه چيز بوده است.
وي تاكيد كرد: تحول مورد نظر ما با دستور، فرمان، بخشنامه و ... ممكن نميشود و بايد تحول گفتماني در جامعه پديدار و مردمسالاري، مورد قبول و رواج در افراد جامعه شود و در غير اين صورت تحت عنوان دموكراسي، شاهد استقرار نوعي پوپوليسم، عوامزدگي و حركت تودهوار خواهيم بود كه بدترين ديكتاتوري از دل آن بيرون ميآيد. هيجان مردم آلمان نسبت به هيتلر كم نبود و شايد در طول تاريخ هيچ رهبر و هيچ نظامي مانند هيتلر مورد استقبال تودههاي تحريكشده با احساسات و عواطف قرار نگرفت. فاشيسم هم از دل نوعي پوپوليسم، مردمگويي و مردمفريبي به وجود ميآيد.
رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها با اشاره به وجود خشونت سازماندهي شده در دنيا، تصريح كرد: در اين زمان است كه گفتوگوي تمدنها مطرح ميشود. بايد قبول كنيم كه زنان ما بزرگترين قربانيان خشونت هستند. بدون تجديد نظر در نحوه سلوك با زنان و پذيرش نقش آنان در عرصه حيات اجتماعي، نميتوان خواستار دنياي بدون خشونت بود. در گفتوگوي تمدنها نيز زنان و نگاه زنانه به زن و جهان بسيار مهم است.
خاتمي ادامه داد: دفاع از زن را بايد از دفاع فانتزي از زن جدا كرد. در عرصه سياست دفاع فانتزيتري از زن شده است تا در عرصهزنان متفكر و هنرمند. متاسفانه همه ما دچار نوعي افراط در مقابل تفريط و مردمعياري شدهايم. به اعتقاد من بايد الگوي ظهور زن و بر اساس آن حضور زن در جامعه را معين كرد.
رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها تاكيد كرد: ما بايد در دنياي جنگزده امروز يك جنگ را آغاز كنيم تا به صلح برسيم اما ابزار اين جنگ گلوله و انفجار و بمب نيست بلكه ابزار آن عبارت است از كلمات و تلاش براي از كار انداختن سلاحهايي كه در خدمت خشونت به كار ميرود و براي گرفتن مهمترين بستر اجراي خشونت در دنياي ما يعني افكار عمومي. بايد افكار عمومي را از خشونتطلبان بگيريم و گفتوگوي تمدنها ميخواهد وارد اين جنگ شود.
وي با طرح اين سوال كه چگونه ميتوان ظهور زن در جامعه را تامين كرد، به گونهاي كه وقار و حرمت او حفظ شود، گفت: در دنياي جديد اين وقار شكسته شده است و بايد ديد ما چگونه ميتوانيم وقار و حرمت زن را حفظ كنيم و اين مانع حضور و ظهور اجتماعي زن در جامعه نشود. ترديد نكنيد كه پايدارترين اساس جامعه ما خانواده است و متاسفانه يكي از مشكلات غرب از بين رفتن خانواده است. خواه ناخواه زن نقش مهم و اساسيتري در وجود و ثبات و سلامت خانواده دارد و رسيدن به اين پاسخ يك پروسه است و نه پروژه چنانچه گفتوگوي تمدنها نيز يك پروسه است.
در ابتداي اين نشست، احمد مسجد جامعي، عضو هيات مديره موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها اظهار داشت: تحولاتي كه در جامعه زنان در سه دهه اخير به ويژه در عرصههاي فرهنگي و اجتماعي و سياسي رخ داده، باعث حضور و مشاركت وسيع آنها در عرصههاي مختلف شده است.
وي ادامه داد: ما در دستگاههاي اجرايي، در عرصههاي آموزشي و پژوهشي و حتي بازار كار شاهد حضور گسترده زنان هستيم و اين نقش و جايگاه با نقش و نگاهي كه در ميراث سنتي نگاه به زن وجود داشته، متفاوت است. در طول اين سالها در نوع خواستها و باورهاي زنان نسبت به جامعه و جامعه نسبت به زنان تحولات بسياري رخ داده است.
مسجد جامعي با اشاره به نتايج برخي تحقيقات كه طي 30 سال گذشته صورت گرفته، روند تغيير نگاه به بانوان را مورد تاكيد قرار داد و افزود: مساله زنان هميشه شاخص مهمي براي بررسي تحولات فرهنگي و اجتماعي در جامعه ما بوده است، اين نكته را با پژوهشي كه در اين باب در سال 1353 انجام شد و چشمانداز تحولات آتي را در ايران پيشبيني كرد همراه ميكنم. در آن سال يك گروه تحقيق گزارشي را از وضعيت جامعه ايران ارايه داد و شاخصهايي را براي بررسي وضعيت زنان و نگاه زنان به باورها در تحليل و گزارش خود مد نظر قرار داد. گزارشي كه در آن سال ارايه شد و بعد از مدت كوتاهي جمعآوري شد، مبتني بر تغييراتي در نوع رفتار، نوع پوشش و نوع تظاهرات فكري و ارزشي زنان در جامعه بود كه تحولاتي را در سالهاي بعد پيشبيني ميكرد.
وي گفت: 30 سال بعد از اين كار در سال 83 مجددا اين تحقيق در جامعه ايران به معرض سنجش گذاشته شد تا مشخص شود چه تغييراتي در اين حوزه در طول اين ايام فراهم آمده است. ما ايام انقلاب اسلامي، دفاع مقدس و دوم خرداد، حوادث و رويدادهايي نظير آنها را پشت سر گذاشتيم و در تمام اين عرصهها، زنان نقش تعيينكنندهاي داشتند، تحولات زيادي رخ داد و قوانين و نهادهايي شكل گرفت كه به نحو خاصي فعاليتها و مناسبات ويژه بانوان را شكل ميداد و حمايت ميكرد.
مسجد جامعي بر اساس مقايسه آمارهاي موجود، به افزايش شاخصهايي چون ميزان رضايت از اوضاع مالي، رضايت از اوضاع فردي، مشاركت بيشتر زنان در اداره امور خانواده، نوع نگاه اجتماع به وضعيت اشتغال زنان، ميزان پايبندي به مباني ديني اشاره كرد و افزود: اين آمارها نشاندهنده تحولاتي است كه در جامعه ايراني در طول اين سالها اتفاق افتاده و به تثبيت موقعيت زنان منجر شده است. به اين معنا كه زن ايراني توانسته از ظرفيتهاي جهان امروز بهره گيرد و در عين حال ميراث و سنت فرهنگي كهن ملي و ديني خود را حفظ كند و اين الگوي ويژهاي است.
وي تاكيد كرد: زنان ميتوانند نقش عمدهاي در فرآيند گفتوگو ايفا كنند. زنان ايران با استفاده از تجربيات دنياي جديد و انسان امروز و پاسخگويي به نيازهاي انسان امروز در قالب باور به سنتهاي ديني و فرهنگي، توانستهاند الگوهايي فراهم كنند كه بيشك در حوزه منطقه ما منحصر به فرد است.
همچنين در اين نشست از سوي حاضران در جلسه بر مواردي از جمله نقش زنان در صلح و گفتوگوي تمدنها، تاكيد بر بازنگري در متون تاريخي و پالايش آنها از نگاه منفي به زن، تفكيك بحث ظهور و حضور زنان در عرصههاي مختلف با تاكيد بر اينكه حضور زنان لزوما به معناي ظهور آنان نيست، جديتر گرفتن حضور زنان در بحث گفتوگوي تمدنها، پژوهش درباره جايگاه زن ايراني، توجه به زنان به عنوان عاملان و موضوع گفتوگو و نقش زنان و روحيات زنانه در گفتوگو و ايجاد تفاهم، تاكيد شد.
